نمایندگی خودرو تشویر
کد مطلب: 8404

حججی گفت: محسن دوست داشت شهادتش طوری مؤثر باشد كه با رفتنش عظمت و هدف شهدای مدافع حرم نشان داده شود.

به گزارش شیرازه، مریم حججی، خواهر شهید «محسن حججی» شامگاه سه‌شنبه۲۵ مهرماه در یادواره ۲۲۰ شهید مركز شیراز و همچنین تكریم شهدای بی سر كه در تالار حافظ شیراز برگزار شد، به بیان خاطراتی از برادر شهیدش پرداخت و گفت: محسن از همان بچگی خاص بود.

 

وی با بیان اینكه محسن همیشه علاقه زیادی به انجام عبادات داشت، افزود: او در سن ۹ سالگی شروع به روزه گرفتن كرد؛ در سن ۱۴ سالگی نیز به عضویت یك كانون فرهنگی درآمد و در آنجا فعالیت داشت.

حججی همچنین علاقه وافر برادرش به كتاب را یادآور شد و گفت: اولین كتابی كه خواند، مقتل امام حسین(ع) بود؛ همیشه به ما توصیه می‌كردند كه معرفت خودمان را نسبت به اهل بیت(ع) و شهدا بالا ببریم و می‌گفتند اگر دوست دارید ایمانتان قوی شود، معرفت خود را بالا ببرید و هر كس شناختش نسبت به اهل بیت(ع) بیشتر شود، بیشتر آن‌ها را درك می‌كند و بیشتر می‌تواند ایمان خود را تقویت كند.

خواهر شهید حججی با بیان اینكه برادرم همیشه به ما توصیه زیادی به كتاب خواندن داشت، گفت: محسن همیشه به ما می‌گفت كه زندگی شهدا را مطالعه كنید و آنان را الگوی زندگی خودمان قرار دهیم؛ می‌گفت با یك شهید دوست شویم و او را الگوی زندگی خود قرار دهیم و سعی كنیم شبیه آن شهید زندگی کنیم.

وی با بیان اینكه این اواخر محسن وقتی نذر و حاجتی داشت، كتابی را گرفته و به مزار شهدا می‌رفت تا به حاجت خود برسد، گفت: اولین باری كه به سوریه رفت به مادرم چیزی نگفت زیرا مادرم به رفتن او راضی نمی‌شد و می‌گفت نمی‌خواهم شهید شوی به همین دلیل وقتی می‌خواست به سوریه برود به كسی چیزی نگفت و وقتی برگشت بسیار گریه می‌كرد و می‌گفت علت اینكه بار اول شهید نشدم، این است كه به مادرم نگفتم و رضایتش را جلب نكردم به همین دلیل وقتی از سال ۹۴ به به بعد بسیار تلاش كرد تا رضایت مادرم را جلب كند.

حججی با تصریح اینكه برادرم به پدر و مادرم بسیار احترام می‌گذاشت و هر روز دست آنان را می‌بوسید، گفت: بار آخری كه محسن می‌خواست به سوریه برود، مادر و پدرم را به مشهد مقدس برد و در آنجا رضایت مادرم را گرفت.

خواهر شهید حججی، آخرین اعزام برادرش به سوریه را یادآور شد و گفت: وقتی محسن می‌خواست به سوریه برود و خداحافظی كند، ما از یك ساعت قبل متوجه شدیم. به مادرم گفت من نذر كردم كه اگر این بار قسمتم شد تا به سوریه بروم پای پدر و مادرم را ببوسم و همان‌جا خم شد و پای آنان را بوسید و گفت اگر غم و اندوه به دلتان وارد شد، به یاد غم و اندوه و مصیبت‌های حضرت زینب(س) بیفتید و هیچوقت مصیبت خود را بیشتر از مصیبت اهل بیت‌(ع) ندانید.

وی با یادآوری اینكه محسن می‌گفت خودتان را با خواندن قرآن آرام كنید و مراقب پدر و مادرم باشید، گفت: برادرم هیچگاه یك شهادت عادی از خداوند نمی‌خواست؛ همیشه در دست‌نوشته‌هایش از خدا می‌خواست گوشه‌ای از مصیبت اهل بیت(ع) را بچشد؛ دوست داشت مانند حضرت زهرا(س) درد پهلو را احساس كند؛ مانند علی‌اكبر(ع) امام حسین(ع) در جوانی شهد شهادت را بنوشد و همانند اربابش امام حسین(ع) بی سر شود كه خدا را شكر می‌كنم كه به همه آرزوهایش رسید.

حججی گفت: محسن دوست داشت شهادتش طوری مؤثر باشد كه با رفتنش هدف همه شهدا حس شود؛ به خصوص شهدای مدافع حرم که هدفشان درست درك نمی‌شود، واقعاً دوست داشت با رفتنش طوری عظمت بقیه شهدا را نشان دهد؛ ان‌شاءالله كه بتوانیم راه آنان را ادامه دهیم و شرمنده آنان نشویم.

نظام استکبار هنوز از ما باج می‌خواهد

پدر شهید مصطفی احمدی ‌روشن نیز در این مراسم گفت: باید همه باور کنیم شهدا زنده اند و در جوار رحمت الهی از نعمات بسیاری بهره مندند. پدران و مادران شهدا عزیز از دست نداده اند بلکه به دست آورده اند.

وی خاطرنشان کرد: در زمان شاهنشاهی استکبار جهانی بر تمام شئونات زندگی ما مسلط بود و از ما حق توحش می‌گرفتند. اکنون برای آنان غیرقابل باور است که به عنوان یک هماورد در مقابلشان سینه سپر کنیم. بنابراین از ما نخواهند گذشت. آن ها هنوز باج می‌خواهند و برایشان قابل هضم نیست سپاه موشک بسازد و به نقطه مورد هدف اصابت کند و ارکان استکبار را به لرزه درآورد.

پدر شهید احمدی روشن مباحث استكبارستیزی را چنان جانانه و قاطعانه بیان كرد كه تمام حاضران سالن به وجد آمدند و چندین بار فریادهای «الله اكبر»، «مرگ بر منافق» و «مرگ بر آمریكا» و صلوات در فضای سالن پیچید.

در پایان مراسم از جمعی از خانواده‌های شهدای شیراز تجلیل شد که خانواده شهید شیرعلی سلطانی، شهید بی سر دوران دفاع مقدس هدایای خود را به خانواده‌های شهیدان محسن حججی و عبدالله اسكندری از شهدای مدافع حرم تقدیم کردند که اشک‌های شوق را از چشمان حضار جاری ساخت و بر معنویت مجلس افزود.

خانواده‌های شهدا همواره پشتیبان ولایت فقیه هستند

فرزند شهید شیرعلی سلطانی نیز به پشت تریبون آمد و گفت: پدر من در سن ۱۷ سالگی ازدواج كرد و در سن ۳۲ سالگی به شهادت رسید و حاصل ازدواج او ۵ فرزند بود كه من آخرین فرزند این خانواده هستم؛ من ۴۰ روز بعد از شهادت پدرم به دنیا آمدم یعنی هیچگاه نه پدرم مرا دید و نه من او را دیدم و مادرم۲۷ ساله بود كه ۵ فرزند را به بهترین وجه تربیت كرد اما می‌خواهم بگویم تا همه دنیا بدانند كه خانواده‌های شهدا همواره پشتیبان ولایت فقیه هستند و راه شهدا را ادامه خواهند داد.

پایان‌بخش این مراسم اجرای سرود شهدای مدافع حرم توسط جمعی از كودكان و نوجوانان شیرازی بود كه تحسین همگان به خصوص پدر شهید احمدی روشن را برانگیخت به طوری كه بعد از اتمام این برنامه به بالای سن رفت و تك تك این كودكان و نوجوانان را به آغوش كشید.

انتهای پیام/

 
نام:
ایمیل:
نظر:
 
نظرات بینندگان

نظر سنجی

عملکرد فیروزنا را چگونه ارزیابی می کنید؟

نرم افزار شهر من
پایگاه تحلیلی خبری فیروزآباد