کد مطلب: 7643

روزى که پول در فوتبال رخنه کرد همه زیبایى هاى آن نیز نابود شد. تعصب ها و غیرت ها، عشق به پیراهن، معرفت ها همه و همه فنا شدند. آنهایى که تنها چشم هایشان پول را مى بینند.. اما کمترین اثر فنى ندارند.

سخن نخست:
فوتبال با آن همه گستردگى، با آن همه جذابیت در سراسر دنیا و ایران ما عاشقان زیادى را به گرد شمع وجود خود جذب نموده است.  مربیان بزرگ، بازیکنان شایسته و مدیرانى که این چرخه عظیم را مدیریت مى کنند. اما این فوتبال زیبا گاها بازیکنانى را در دامان خود پرورش مى دهد که از متن به حاشیه پیوند می خورند در این نوشته به تعدادى از ستاره هایى اشاره مى کنیم که در آسمان این دیار درخشیدند اما حاشیه ها نگذاشت تا از آنها بهتر بشنویم و خیلى زود خاموشى را پیش گرفتند.


1-پیام صادقیان:
آخرین گل مهمش را به یاد مى آوریم همان بازى با صبا باترى که در لباس پرسپولیس آن قدر دوید، تکل زد و پاس هاى قشنگ داد که همه در انتهاى مسابقه شک نداشتند نقشه کشتار صبایى ها را یک تنه اجرا کرده است. 

اما فقط دو سال بعد از آن روزهاى آفتابى هیچ اثرى از پیام صادقیان در فوتبال ایران وجود ندارد. رویاهاى او حتى از بدنش هم شکسته تر بودند او جورى کمر به نابودى خویش بست که هیچکس در از بین بردن خودش این قدر مصمم نبوده است. 

 

ماجرا از مشت و لگدهایى شروع شد که به سمت بازیکنان حریف پرت مى کرد، انگار چیزى روح او را از درون ذره ذره میخورد پدیده تیم ملى ایران جورى پایین رفت که کى روش نامش را از فهرست مسافران جام جهانى خط بزند و او در جواب گفت(بر باعث و بانیش لعنت). در روزهایى که از نابغه پرسپولیس فاجعه اى بیشتر نمانده بود دوست خوبش بر او تاخت و گفت:«چقدر گفتم سیگار نکش» او درگیر هر نوع حاشیه اى شد.


از رفاقت با نابابهاى روزگار تا زندگى غیر سالم و خیلى چیزهاى دیگر..! او خودش مجرى پروژه پایان بود پیام صادقیان جرقه اى بود که خیلى زود خاموش شد. ستاره اى که این روزها هر قدر هم پز بدهد که مى خواهد پراید سوار شود تا روى فوتبال تمرکز کند کسى باور نمى کند. 

نه رنگ قرمز پرسپولیس نه هیچ رنگ دیگرى در لیگ برتر ایران دیگر نمایش هاى او را نمى خواهد فوتبال ایران خیلى وقت است دستش را به نشانه خداحافظى تکان داده خداحافظى با ستاره اى که در جدال با خودش دیسکالینه شد.


2-رامین رضاییان:
تا همین چند ماه پیش براى سکوها(رامین دانى آلوز)  بود، این طور صدایش مى کردند.  برایش پلاکارد میزدند به عشق بهترین مدافع راست ایران به شیوه پیشرفت او با دقت نگاه کنید دو سال پیش در راه آهن ته جدولى بود، یک سال پیش ستاره بى چون و چراى تیم ملى و پرسپولیس و امروز آدمى که نمى دانیم اصلا قرار است فصل بعد در چه تیمى توپ بزند.


وقتى پرسپولیس به گل نیاز داشت رامین دانى الوز شادى گل رونالدو را تمرین مى کرد وقتى بازى مرگ و زندگى بود پنالتى را به آن یکى همراه سرخوشش پاس مى داد و بین این ها هم معجونى از رفتار هاى عجیب تصمیم هاى اشتباه و لج بازى هاى بچه گانه داشت. رامین ثابت کرد حتى تمام فاکتورهایى که یک بازیکن را ستاره محبوب مى کند هم براى درخشش و دوست داشتن اش کافى نبودند.

 

او سرعت فوق العاده اى دارد تکنیک خوب، قدرت بدنى بالا، سرزنى قابل قبول، سانترهاى دقیق و ضربات ایستگاهى عالى تازه جذابیت ظاهرى اش هم ادویه اى بود روى تمام فاکتور هاى فنى اش، رامین اما به همه ما نشان داد مى توانیم بازیکنى را با این فاکتور ها دوست نداشته باشیم او جشن قهرمانى هم تیمى هایش را از دست داد جایگاهش را در پرسپولیس همین طور، این روزها حتى اعتماد کارلوس کى روش به خودش را از دست رفته مى بیند. او لب مرزترین حاشیه نشین این وادى است. امید که خود را دریابد و بیشتر از این به خاموش شدن ستاره اش کمک نکند.


3-امید نور افکن:

سه سال پیش بود که سر مربى آن روزهاى تیم پایه استقلال ایوب اصغر خانى، یک سرى بازیکن معمولى را به تیم بزرگسالان معرفى کرد امید نورافکن و محسن کریمى هندوانه هایى بودند که هنوز کسى بازشان نکرده بود. تا عیارشان معلوم شود.

 

امید نورافکن در تمام این سه سال ثانیه به ثانیه بیشتر در ترکیب استقلال جا افتاد و منتظر کوچکترین فرصت بود امید نوزده ساله آنقدر خوش شانس بود که در استقلال بحران زده به ترکیب اصلى رسید و همه را شگفت زده کند. تکل هاى بى نقص، دوندگى هاى بى امان، اما با فریادهاى بر سر هم تیمى هایش که با تجربه تر بودند کم اثر تر شد.

 

هر چه با تجربه تر مى شد شرط و شروط هایى براى تیم ملى جوانان مى گذاشت. گر چه به عنوان کاپیتان تیم ملى جوانان همراه این تیم شد و از دور مسابقات حذف شدند اما افسوس که او امروز براى تمدید قرار دادش در سن 19 سالگى 2 میلیارد تومان طلب مى کند. ستاره اى که از نوزده سالگى و از اولین روزهاى چهره شدن عادت به کوچ نشینى پیدا کرده این روزها هیچ چیز نمى تواند هافبک بچه رباط کریم آبى ها را پایبند و وفادار لباس باشگاه نگه دارد، الا 2میلیارد تومان، و سوال اینجاست که چه چیز براى پسرى که رگه هاى حاشیه گرى اش را قبلا هم نشان داده خطرناك تر از پول بى حساب وکتابگرفتن است.

 

سکانس نابودى امید نورافکن در همین روزها مى تواند به دست مدیران استقلال کلید بخورد مدیرانى که باید بین پرداختن پول و ستاره سوزى یا ایستادن پاى کار درست یکى را انتخاب کنند.


سخن آخر:
روزى که پول در فوتبال رخنه کرد همه زیبایى هاى آن نیز نابود شد.  تعصب ها و غیرت ها، عشق به پیراهن، معرفت ها همه و همه فنا شدند. آنهایى که تنها چشم هایشان پول را مى بینند.. اما کمترین اثر فنى ندارند.
خداوند اخر و عاقبت فوتبال کشورمان را ختم بخیر کند.
ناصر آذریان

نام:
ایمیل:
نظر:
 
نظرات بینندگان


نرم افزار شهر من
پایگاه تحلیلی خبری فیروزآباد