شمع محفل عشاق:

فرمانده سنگر سازان بی سنگر شهید سید محمد صادق دشتی1

۱۶ بهمن ۱۳۹۳ - ۹:۲۲:۳۳
کد مطلب: 3114

فرمانده سنگر سازان بی سنگر شهید سید محمد صادق دشتی از زبان فرمانده سنگر سازان بی سنگر شهید حاج خلیل پرویزی

بسم رب الشهداءو الصدیقین

یا ایتهاالنفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی.

هان ای برادر و خواهر ایا سبک بالی را دیده ای که در بند باشد؟کدامین سبک بال را در قفس ارام یافته اید؟سبک بالان عاشق انان که پرنده تر از مرغان هوایی هستند کجا غبار مادیت دنیا به بال و پرشان می نشیند؟چرا که در حقیقت انان مرغ باغ ملکوت اند و از عالم فانی خاک بهره ای ندارند و از چند روز گردش در این سرای نیستی برایشان قفسی ساخته اند و در این حالت از وحشت زندان سکندر،ارزوی پرواز به سوی ملک سلیمان را دارند.

اری به وسیله شهادت در زندان باز می شود و این طائران سرای ملکوت بال و پر انا لله را می گشایند و به سوی انا الیه راجعون پر می کشند و پران تراز ملک اوج می گیرند و در فراسوی هستی به معشوق می پیوندند و یک سره او می شوند و ارام و قرار می یابند.

مردان حقیقت در سر تا سر تاریخ خون بار شیعه که با جوهر خون نگاشته شده است،چنین اغاز و پایانی دارند و سردار رشید اسلام شیردلاور جبهه ها،فرمانده سنگر سازان بی سنگر و جهادگر خستگی ناپذیر شهید((سید محمد صادق دشتی))نیز از این قاعده مستثنی نیست.

عروج خونین صادق درست یک سال پیش در 23 مهرماه 64 در جبهه خسرو ابادان اغاز گردید تحولی که صادق مدت ها انتظار ان را کشیده شب و روز ها را عاشقانه به سر اورد جبهه های جنوب و غرب و شمال غرب را در پی ان شتابان ره پیمود و بی قرار و عاشق عروج عاشقانه عزیزانی چون حاج احمد پور سیدانی را مشاهده کرد و شهادت هر کدام از یاران اشنا شعله عشق درونی او را مشتعل تر ساخت تا اینکه لحظه موعود فرا رسید و روزهای فرقت بار اخر شد و صادق به وصال جانان رسید و به ارزویش دست یافت.

اما فردای شهادت و عروج خونین صادق را داستان دیگریست زیرا شهادت او را در ان لحظات کسی از یاران و نزدیکان انتظار نداشت.زمانی که خبر شهادت صادق را به فرمانده سنگر سازان بی سنگر شهید بزرگوار حاج خلیل پرویزی دادند زانوانش سست گردید و ارام بر زمین نشست و ارام شروع به گریستن نمود.چرا که حاج خلیل می دانست که بعد از ان باید فراق چه کسی را تحمل نماید.و در ان لحظات که سر در گریبانش فرو برده بود شاید این سوالات در ذهنش نقش بسته بود که:

راستی دیگر جبهه صادق را ندارد؟کناره ی اروند و کارون و ساحل خونین بهمن شیر دیگر گام های شتابان و استوار صادق را لمس نمی کنند؟بعد از این جاده های پر پیچ و خم کردستان و قله های سر به فلک کشیده جبهه های شمال غرب و سرسپندار قامت استوار صادق را در اغوش نمی کشند؟در دوری و فراق صادق چه قدر به درازا می کشد؟

حاج خلیل سر از گریبانش برداشته و چشم های نافذ و اشکبارش به افق دور می نگگریست و به اینده فکر می کرد و راهی که در پیش دارد و باید حتما ان را ادامه دهد و نگذارد جای صادق در جبهه خالی بماند و الحق که حاج خلیل و دیگر یاران صادق مانند حاج جمال فروهر حقیقی،حسین عبداللهی،رضا پوست فروش و این اخر حسام زبر دستان نتوانستند دوری و فراق صادق را تحمل نمایند و در کمترین زمن ممکن به او پیوستند و همگی لقاءالله رسیده و ارامش یافتند.

راستی چه کسی را یارای ان است که درمورد تک تک این عزیزان سخن بگوید و انان را وصف نماید.درمورد صادق که شهادتش به وجود دوستانش اتش زد تا کنون از طرف یاران و نزدیکان سخن زیاد گفته شده است.اما چه کسی بهتر از حاج خلیل می تواند صادق را وصف نماید و خصوصیات او را بر زبان اورد.

متن زیر حاصل دست نوشته و سخنرانی حاج خلیل در مراسم هفتمین روز شهادت صادق در مسجد امیر المومنین فیروزاباد می باشد که ان شاء الله مورد اقبال یاران و هم رزمان این دو عزیز قرار می گیرد.با ارزوی اینکه این جنگ تحمیلی ان شاء الله هر چه زودتر با پیروزی رزمندگان اسلام پایان یافته و با خانواده های شهدا قبر امام حسین را در کربلا زیارت نماییم.

با امید ان روز

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی(عجج)حتی کنار مهدی خمینی را نگهدار
 
 
 
 
 
نام:
ایمیل:
نظر:
 
نظرات بینندگان


نرم افزار شهر من
پایگاه تحلیلی خبری فیروزآباد